در حال حاضر بعضی از مطالبم ر در سایت اختصاصی دکتر کیمیاگر مینویسم . خوشحال میشم دیدن فرمایید.www.drkimiagar.com
داروی ضد انعقاد باعث افزایش PT (زمان انعقاد ) میشود .داروهای ضد انعقادی برای جلوگیری از ایجاد لخته مورد استفاده قرار می گیرند ،مواد غذایی که ویتامین کا دارند به علت بر عکس بودن اثر ویتامین کا اثر دارو را کم می کنند
مواد غذایی حاوی ویتامین کا به قرار زیرند:
کلم بروکلی و کلم خام و اسفناج خام و پخته و جعفری و مارچوبه و آب تره که بیش از باقی منابع باید کنترل شوند .
بعضی مواد مانند زنجفیل باعث افزایش اثر وارفارین می شود و باید تحت نظر پزشک مصرف شود .
مصرف وارفارین با بیشتر از یک حبه سیر در روز باعث رقت خون بیش از حد میشود .
چای سبز و جعفری و گزنه اثر وارفارین را از بین می برد .
مصرف بیش از حد گریپ فروت باعث افزایش اثر وارفارین و رقت خون زیاد می شود .
سویا اثر دارو را کم می کند.
انبه افزایش اثر دارو و احتمال خونریزی را زیاد می کند.
جگر منبع غنی ویتامین کا بوده و نباید با وارفارین مصرف شود .
مصرف نوشیدنیهای الکلی باعث کاهش اثر وارفارین میشود.
در صورتیکه مواد غذایی آماده حاوی ماده ای به نام اولسترا باشد به علت استفاده از ویتامین کا در این محصولات منع مصرف دارند.
فر آورده های پروبیوتیکی نیز باعث افزایش تولید ویتامین کا میشوند و نباید همراه با وارفارین استفاده شود.
کوانزیم Q10 به علت شباهت ساختمانی به ویتامین کا باید با نظر پزشک مصرف شود .
ویتامین سی اثر دارو را کم کرده و بیش از 60 میلی گرم نباید مصرف شود
ویتامین ای اثر دارو را افزایش داده و باید با پزشک مشورت شود .
مصرف قرصهای ماهی و امگا 3 باعث افزایش اثر ضد لخته ای وارفارین شده و احتمال خونریزی بیشتر می شود .
سایر داروها مانند :
آسپیرین و ایبوبروفن و استامینوفن و ناپروکسن و آنتی بیوتیکهای با طیف وسیع داروهای سولفونامید ها باعث افزایش اثر ضد انعقادی وارفارین می شود .
|
خوابیدن 1.2 استراحت در رختخواب 1.3 نشستن، به طور طبیعی 1.3
نشستن، مطالعه کردن 1.3
دراز کشیدن 1.3
نشستن، خوردن 1.5 ایستادن: به طور طبیعی 1.5 گوش کردن به سخنرانی 1.7 صحبت کردن 1.8 شستشوی فردی 2 نشستن – نوشتن 2.6 ایستادن: فعالیت سبک 2.6 شستن و اصلاح کردن 2.6 رانندگی با ماشین 2.8 شستشوی لباس 3.1 قدم زدن آهسته 3.1
تعمیر کردن جاده 5 باغبانی، کندن علفهای هرز 5.6 دسته کردن چوبهای بریده شده 8.5 اره کردن چوب پشت سر هم 6.2 کلنگ زدن 6.7 بیل زدن 6.8 پایین رفتن از پلهها 7.1 بریدن چوبها 7.5 اره کردن 7.5-10.5 قطع کردن درخت 8.4-12.7 باغبانی و حفاری 8.6 بالا رفتن از پلهها 10-18 پارو زدن 4- 5/6 کیلومتر در ساعت 3-7 والیبال 3.5-8 گلف 2 و 4 نفره 3.5-7 نعل بندی 3.8 کشتی گرفتن 14.4 دویدن: 8 کیلومتر در ساعت 10 12 کیلومتر در ساعت 15 16 کیلومتر در ساعت 20 24 کیلومتر در ساعت 25
شنا کردن: معمولی 6 کرال 25-50 متر در دقیقه 6-12 پروانه 50 متر در دقیقه 14 شنای پشت 25-50 متر در دقیقه 6-12.5 شنای سینه 25-50 متر در دقیقه 6-12.5
شنای پهلو 40 متر در دقیقه 11 |
واکس زدن کفشها 3.2
مرتب کردن رختخواب 3.4 لباس پوشیدن 3.4
دوش گرفتن 3.4
موتور سیکلت سواری 3.4
آهنگری 3.5 رنگ کردن منزل 3.5 چوب بری 3.8 مزرعه داری معمول روزانه 3.8 جارو کردن زمین 3.9 گچ کاری دیوارها 4.1 تعمیر ماشین و کامیون 4.2 سیمان درست کردن 4.7 تمیز کردن زمین 4.9 تنیس روی میز (پینگپونگ) 4.9-7 قایق رانی 5-15 دوچرخه سواری 8- 24کیلومتر در ساعت 5-12 اسکیت 5-15 بدمینتون 5.2-10 بسکتبال (یکه نیمهی کامل) 6-9 بولینگ 7 تنیس 7-11 فوتبال 9 پیاده روی با کفش اسکی، 4 کیلومتر در ساعت 9 هندبال و اسکواش 10 کوهنوردی 10 پریدن از طناب 10-15 جودو و کاراته 13 فوتبال آمریکایی 13.3 بیس بال 4.7 پیاده روی: 5 کیلومتر در ساعت 6.8 تیراندازی 5.2
مزرعه داری: رسیدن به گلها، بیل زدن و شن کشی 4.7 کندن علف خشک و شخم زدن با اسب 6.7
اسکی: پایین آمدن از شیب تند 8-12 مسابقات پایین آمدن از تپه 16.5 اسکی صحرانوردی 5-11 کیلومتر در ساعت 9-17
قدم زدن: در جاده 5.6-7 در برف 4 تا 5/5 کیلومتر در ساعت 10-20 بالا رفتن از تپه 5/5 کیلومتر در ساعت 8-11-15 پایین آمدن از تپه: 4 کیلومتر در ساعت 3.6-3.7
|
بخش تغذیه و آشپزی تبیان
منبع
اثر جس مک کان
مترجم:مهراوه فیروز
عنوانها :این مشکل تو است نه من
قواعد بازی
خود را بشناسید
یافتن مرد
علاقمند کردن مرد
علاقمند نگه داشتن
بستن قرار داد
حفظ ذهنیت درست
این کتاب بسیار مفید رو به همه خانمها و حتی آقایونی که قصد موفقیت در ازدواج و کار دارند توصیه می کنم .
این خانوم در باره کار بازاریابی و یافتن همسر مناسب توصیه های مفیدی داره، اما حقیقتش از خواندن تا عمل کردن راه بسیاری باقیست .
چند خطی از کتاب:
قانون see
1. لبخند
2. نگاه
3.انرژِی
هنگامی که وارد دفتر فردی می شوم که قبلاً با او ملاقات نداشته ام .لبخند می زنم & به او نگاه می کنم و از خود انرژی مثبت ساطع می کنم .
این کار طرف مقابل را بدون معطلی خاطر جمع و راحت می کند .
می دانم گفتنش از انجام دادنش راحتتر است
........
..........................................................................................................
آسم و غذا
در بیماریهای تنفسی و آسم به نکات تغذیه ای زیر توجه کنید :
1.حجم غذاها کم و وعده های غذایی در تعداد بیشتر باشد .
2. مصرف آنتی اکسیدانها مانند سبزیجات برگ سبز تیره و میوه های قرمز سیاه و نارنجی و منابع سلنیوم و ویتامینهای A , E , C , B6 حتی به صورت مکمل یاری توصیه می شود .
3. روغنهای اشباع و حیوانی و حاوی امگا 6 کمتر استفاده شود با وجودی که نسبت امگا 3 به امگا 6 کاملاً باید رعایت شود .
4. مصرف نمک کم شود.
5. غذاهای آلرژی زا مانند ماهی و فر آورده های صنعتی مثل کالباس و سوسیس و کنسرو ها و گاهی لبنیات و گندم و سویا و تخم مرغ و غذاهای دریایی و بادام زمینی و بعضی مغزها و انواع ادویه و افزودنیها حذف شود و یا کاهش یابد.
6. مصرف سیر و پیاز و حبوبات و غلات توصیه می شود .
7. منیزیم موجود در سبزیجات باعث شل شدن عضله های تنفسی و راحتی تنفس می شود
8. کمپرس آب سرد بر روی سینه مفید است .
هوای ضریح و خنکای احساس مرا متوجه تلعلع بی انکار نور و یقین در صحن خاک آلوده قلبم کرد .
دریافتم چه ذره ای که هم موج با دریا پاک می شود و خود را در میان مردمان دگر جلا می بخشد .می شود که باشی و حس نکنی ؟ فوران عشق به عبودیت و تلاش برای خوب بودن .
همین مرا بس است .
که یک دم بخواهم که خوب باشم .
و یقین کنم که خوبی بهترین است . این بود سر گذشت پیوستنم به خیل زائران بارگاه پاک تو پاکیزه واما نه بی گناه .چون تو هم بشر بودی و اما عاشق بودی و عشق تطهیرت کرد به غسل استغفار .
شکاف دیوار آفتاب را می نمایاند مرا که عزم جزم کرده ام به آب بزنم تکان می دهد و این قلقلک کودکانه برایم شفافیت تو را نمایان کرد و باور سالخورده من و هنوز ترکهای دیوار در تو رسوخ می کند .مرا که دیگر نمی توانی فریب دهی من خشت به خشت تو را زندگی کردم .
دعایت می کنم عاشق شوی روزی
بفهمی زندگی بی عشق نا زیباست
دعایت می کنم با این نگاه خسته؛ گاهی مهربان باشی
به لبخندی ,تبسم را به لبهای عزیزی هدیه فرمایی
بیابی کهکشانی را درون آسمان تیره شبها
بخوانی نغمه ای با مهر
دعایت می کنم در آسمان سینه ات
خورسید مهری رخ بتاباند
دعایت می کنم یک شب تو راه خانه خود گم کنی
با دل بکوبی کوبه مهمانسرای خالق خود را
دعایت می کنم روزی,بفهمی با خدا
تنها به قدر یک رگ گردن و حتی کمتر از آن
فاصله داری
و هنگامی که ابری آسمان را با زمین پیوند خواهد داد
مپوشانی تنت را از نوازشهای بارانی
دعایت می کنم روزی خودت را گم کنی
پیدا شوی در او
دو دست خالیت را پر کنی از حاجت و با او بگویی:
بی تو این معنای بودن سخت بی معناست
دعایت می کنم روزی
نسیمی خوشه اندیشه ات را
گرد و خاک غم بروباند
کلام گرم محبوبی
تو را عاشق کند بر نور
دعایت می کنم وقتی به دریا میرسی
با موجهای آبی دریا ,به رقص آیی
لباس مهربانی بر تن عریان مسکینی بپوشانی
به کام پر عطش یک جرعه آبی بنوشانی
برایت آرزو دارم
که یک شب یک نفر با عشق
در گوش تو
اسم رمز بگذشتن ز شب دیدار فردا را به یاد آرد
دعایت می کنم عاشق شوی روزی
بگیرد آن زبانت
دست و پایت گم شود
رخساره ات گلگون شود
آهسته زیر لب بگویی
آمدم
به هنگام سلام گرم محبوبت
و هنگامی که می پرسد از تو نام و نشانت را
ندانی کیستی
معشوق عاشق ؟
عاشق معشوق؟
آری بگویی هیچ کس
دعایت می کنم ای مهربان همراه
تو هم ای خوب من گاهی دعایم کن
چگونه حرف تازه ای ندارم که با تو بگویم ؟
تا شادت کند ،هیچ بهانه ای باقی نیست آنقدر دوری که عبور از تو هیچ انعکاسی باقی نمی گذاردو آنقدر خاموشم که هیچ حسی به تو القا نمی کنم .
درون خسته ام آزار دیده و اکنون به دنبال مرحم در لحن بی تفاوت تو نا امید پس می کشد .
ای آهنگ رهایی و شادی و جرقه های زندگی من چگونه سرد شدی ؟
تلاش دوباره من چه بی مقدار بود در برابر سردی بی انتهای تو، مرا ببخش اگر بدی کردم ،برای آنچه که باید ببخشی.
تا کی می شود خندید و به روی تو نیاورد بخشید و دوست داشت تا تو متنفر تر باشی .
نگاهم کن ببین باران خورده ای سرما زده ام ،شیرین تو ، درون شام تار درون پستوی زندگی و درون فقدان تو ره به فرهاد نبرد هیچ ،دل به پایان هم نسپرد .
تحملش نیست که اصلاً انتخاب من نبود .
خواهم و نباشم ؟ باشم و نخواهم ؟
نمی دانم ؟
عزیز بودم یا شدم ؟ عزیز نبودم یا نشدم ؟
اثر از تو بود و تکاپو از باد که هرگز به جایی نرسید .
رها شده ای که باران جای پایش را می شست .
می رفتیم و هیچ از ما باقی نمی ماند.
سودای تو را دارم هم از دل و از جانم
سلام به خورشید و به شما
می نویسم پس هستم
ارزومند عشق در همه دنیا
عاطفه در واقع دو لایه درونی و بیرونی دارد .لایه درونی عاطفه همان احساس انفرادی درونیست که قابل مشارکت با دیگران نیست که خلق یا حال نامیده می شود .
لایه دوم نمای بیرونی دارد که دیگران نیز می توانند با ما شریک شوند.که اگر این لایه واقعی باشد درونی نیز هست.
احساس مفهومیست که عاطفه را در خود داردو این احساس است که در همه زندگی ما حضور دارد.
انواع عاطفه
شادی و افسردگی
دوست داشتن
مقایسه عاطفه در زنان و مردان
بیشتر تفاوت در لایه های بیرونی و نوع ابراز عاطفه وجود دارد.
غریزه زندگی در خانومها بالاتر از اقایان می باشد و این غریزه شادی بیشتری به آنها بخشیده است .
اما بعضی بر این عقیده هستند که اقایان چون کارها را راحتتر می گیرند شادتر از خانومها هستند!
البته هورمونها هم در شادی بیشتر موثرند.
فولیکولین و تستسترون هر دو انسان را شاد می کنند .که البته فولیکولین در خانومها احساس شادی بیشتری را ایجاد می کند و این هورمون در چرخه ماهانه خانومها با کاهش خود باعث افسردگی در خانومها می شود .
تفاوت در خلق
خانومها در تمام لحظات عبور از جاده زندگی لبخندی بر لب دارند مثلاً در ورشکستگی خانومها می گویند و می خندند اما اقایان تا مرز سکته پیش می روند .
تفاوت دیگر در عاطفه شادمانی و افسردگی فواصل کوتاه این دو اتفاق در خانومهاست که ناگهان گریه کرده و سپس چند دقیقه بعد می خندند.
اقایان گریه نمی کنند اما اگر گریه کنند تا چند روز سر درد دارند.
تفاوت در ظهور بیرونی عاطفه
تفاوت عمده اینجاست.
زنان بیش از مردان ظاهر افسرده پیدا می کنند اما افسردگی سطحی و موقت تری دارند.
اما مردان اقایان بیش از زنان افسرده می شوند اما نشان نمی دهندمگر انکه بسیار وضعشان وخیم باشد از این رو مردان بیش از زنان خودکشی می کنند.
در عاطفه اضطراب نیز خانومها و اقایان متفاوتند.
در دوست داشتن نیز خانومها آن را که دوست میدارند گویی بسیار دویت دارند و اقایان ان را که بسیار دوست دارند گوییدوست می دارند.
اعتقاد بر این است که اقایان مهربانتر از خانومها هستند.
به نظر میرسد خانومها بیش از اقایان در عشق به جوانب توجه می کنند.
(کتاب روانشناسی زن و مرد اثر دکتر محمد مجد)
...........................................................................
تو بارون که رفتی شبم زیر و رو شد ،یه بغض شکسته رفیق گلو شد
تو بارون که رفتی دل باغچه پژمرد، تمام وجودم توی اینه خط خورد.
هنوز وقتی بارون تو کوچه میباره، دلم غصه داره دلم بی قراره
نه شب عاشقانه ست نه رویا قشنگه، دلم بی تو خونه دلم بی تو تنگه
یه شب زیر بارون که چشمم به راهه ،میبینم که کوچه پر نور ماهه
تو ماهه منی که تو بارون رسیدی، امید منی تو شب نا امیدی
(سیاوش قمیشی)
تاریخچه گیاهخواری
با آغاز زندگی زمینی گیاهخواری نیز آغاز شد اولین غذای انسانها گیاهان بودند و بعدها در اثر حوادث طبیعی انسانها مجبور به استفاده از گوشت جانوران شدند و با کشف اتش گوشتخوار باقی ماندند .
اما افراد زیادی چون زرتشت بودا مولانا افلاطون سقراط گیاهخوار بوده و به شاگردان خود نیز توصیه می کردند
vegerianism
گیاهخواران انواع مختلفی دارند :
1.افرادی که علاوه بر منابع گیاهی از فراورده های لبنی بجز بستنی استفاده می کنند .
2. فراورده های گیاهی و تخم مرغ را مصرف می کنند
3. منابع گیاهی شیر و تخم مرغ استفاده می شود که وتداولترین گیاهخواری است
4.گروهی که تنها گوشت قرمز مصرف می کنند
5. تنها گیاه استفاده می کنند وحتی افزودنی های غذایی نیز استفاده نمی کنند
6.گروهی که منابع گیاهی و ماهی مصرف می کنند
7.تنها از سبزیجات غلات حبوبات و بسیار به ندرت ماهی استفاده می کنند
8.فقط میوه های تازه و خشک انواع مغزها عسل زیتون مصرف می کنند
مزایا
کاهش وزن
کاهش ابتلا به بیماریهای قلب و عروق
کاهش سکته های مغزی
کاهش ابتلا به سنگ کیسه صفرا کاهش ابتلا به سرطان کلون،ریه و پستان
کاهش ابتلا به دیابت نوع 2
کاهش ابتلا به فشار خون و ارتریت روماتوئید
ودرمان یبوست
معایب
کمبود های تغذیه ای در گیاهخواران به خصوص گروه آسیب پذیر مانند کودکان ،زنان باردار و شیر ده ،نوجوانان به دلائل زیر:
_فراوانی و قابلیت جذب ویتامینهای ب2 ب6 ب12 اسید فولیک و عناصری مثل روی و آهن در منابع حیوانی.
_وجود مهار کننده های جذب مانند فیتات و اگزالات و سیترات و تانات درگیاهان و غلات و مغزها و مرکبات و چای .
_کمبود اسید امینه های ضروری در منابع گیاهی
_افزایش خطر ابتلا به سنگهای اگزالاته
خوابم و دریچه ای تازه باز شده به عالم رویاهام فکر میکنم وقتی دل همه پر از ناله است پس خاطرتان را مکدر نمی کنم.
در سرزمین خواب من باران می بارد و کسی، کسی را در اغوش می گیرد
و کسی به پای کسی اشک می ریزد تا با اشک او را پا بند کند
صحنه تغییر می کند من جایی میان این دو گم شده ام انکه می رود و انکه می ماند.
کدام یک؟ نمی دانم؟
صحنه تغییر می کند انکه ،مانده منم و انکه رفته، تویی
گونه هایم خیسند.
سلام رنگهای زردو نارنجی و قرمز .
سلام بارانهای تند و وحشی .
سلام چترهای گشوده و بازوهای گره خورده چون زنجیر
بوی خاک نم خورده وخش خش برگهای جا مانده کاش پاییزی بود که عاشقانه ارزو داریم شاد اما غمگین سرد اما پر امید چتر اما دو نفره
.سراسر تکرارم تازه ام کنید..
روان پرور بود خرم بهاری
که گیری پای سروی ، دست یاری
وگر یاری نداری لاله رخسار
بود یکسان به چشم لاله و خار
چمن بی همنشین زندان جان است
صفای بوستان از دوستان است
بهار عاشقان رخسار یار است
که هر جا نو گلی باشد بهار است.(رهی معیری)
سلام بر حسین و علی ابن حسین و ابوالفضل عباس و یاران و اولاد حسین
یکسال گذشت از زمانی که من قول دادم دیگر عاشق نشوم و قلب سنگم سنگ بود و ازرد یکی از بهترین آدمهای روی زمین رو شاید به خاطر خود خواهیهام .اما اگر بر گرده قدرش رو می دونم .
من دارم کلاس ارتباط موثر می رم و فهمیدم چقدر خودخواهانه فقط خودم رو می بینم و به غلط اسمش رو عشق می زارم اگر دوست داشتین با این کلاسها آشنا بشین به این آدرس برین .www.rabetemoasser.net
زندگی که صرف اشتباه کردن شد ارزش والاتری داشت از زندگی که صرف کردن هیچ کار شد.
تو دفتر چه قدیمیم به جملاتی بر خوردم که گفتم بنویسم براتون .
عشق آنست که دو چشم هم را .می بینند .باورمی کنند .دوست می دارند.
روابط آدمها خیلی هم ساده نیست تو می خواهی با کسی باشی که با هم بخندید اما باید اول بیاموزید که بگریید.
چند تا کتاب خوب خواندم یکی کلاغی که با خدا حرف زد.نویسنده: کریستوفر فاستر :انتشاات ققنوس.
تمرین نیروی حال .نویسنده:اکهارت تله.
........................................................................
هنگامی که به آنچه هست تسلیم شوید و به طور کامل حضور یابید ،گذشته نیروی خود را از دست می دهد .
آنگاه قلمرو وجود که توسط ذهن پنهان شده است گشوده می شود .
ناگهان سکونی عظیم و والا در درون شما پدید می آید ،احساس آرامشی ژرف و بی انتها!
درون آن آرامش ، نشاطی عظیم نهفته است .
و درون آن نشاط ، عشق نهفته است .
و در درونی ترین بخش درون ،
آن مقدس آن بیکران
_همو که نمی توان به نامی خواندش _
نهان است.(تمرین نیروی حال )
هر وقت دلم می گیره میام اینجا مثل حالا که تنهام و دلگیر از دنیا و آدمهاش.
آخر های ماه رمضان بدنم کم اورده و روحم عاجز شده ،(منکه هر آنچه داشتم اول ره گذاشتم حال برای چون تویی اگر که لایقم بگو)
سرمای کوچه تاریک یادم انداخت که دارم تو کوچه تنها راه می رم تنهای تنها ،تنها ضجه گربه ای که یکدفعه حضورش رو ثابت کرد من رو از افکارم بیرون اوورد.
امروز تو مطب یه پسر بچه بیش فعال رو اورده بودن اسمش اوژن بود مادرش می گفت یه جوری بهش بگین باید گوشت بخوره .
بچه یه جوری بهم اعتماد کرده بود اینقدر ساده و پاک که کمتر تو آدم بزرگها می شه دید وقتی اومد خداحافظی کنه گفت: خانم سرتون رو بیارید جلو، یک لحظه فکر کردم می خواد چکار بکنه!
اما با صدای آروم دم گوشم یه جوری که من بشنوم و خودش گفت :پس من اینها رو باید بخورم؟
منم گفتم :آره عزیزم هر چی مامانت گفت باید بخوری .
بعد مثل پسرهای بزرگ، برای تشکر، خیلی مردونه، دستش رو اورد جلو تا دست بده برای یه لحظه فکر کردم چه بچه ساده و بی غل و غشی .
آخه می دونی دیگه کم می شه این اعتمادها رو تو چشمهای آدمها دید .
گاهی وقتی تو خیابون راه می رم می ترسم سرم و بالا بیارم و نگاه های غریبه آدمها رو احساس کنم .
دوستی داشتم که هر از چند گاهی دلش برای راه رفتن تو یه خیابون شلوغ اما غریبه تنگ می شد برای راه رفتن، تنه زدن بی تکلف به آدمها و بی تفاوت گذشتن از کنارشون .
اما من هیچوقت دلم برای قدم گذاشتن تو همچین خیابونی تنگ نمی شه.
گاهی دعا می کنم کاش منم یه بچه داشتم تا همینطور عاشقونه مثل مادرهایی که می بینم دوستش داشتم.
امروز فکر می کردم من هنوزم دلم برای بیمارستان و نگاههای منتظر بیمارها تنگ می شه .
قبلاًوقتی می اومدم خونه از غم نان دلگیر بودم اما خوشحال از اینکه دست کسی رو گرفتن و زنده بودن و نفس کشیدن ،نمی خوام نا شکر باشم حالا هم می گم شکر یا رب العالمین
اما کاش همه ما هر روز کاری کرده باشیم که از خودمون خوشمون بیاد ،چون تو دنیایی که پر از غریبه است نگاه های آشنا به قدر همه دنیا می ارزند .
در نقطه سکوت بعد از طغیان گم شده ام انگار چیزی گم کرده ام، می گردم اما نمی یابم ،همه جا را گشته ام، هر جا اثری از او بوده، حتی در حد یک کلام .
وقتی خوب فکر می کنم هیچ اتفاق مهمی نیفتاده ،مالی از دست ندادم ،حتی سیر ندیدمش تا بدانم چگونه بود و حالا می دانم کجاست اما راضیم به گشتن و نیافتن .
خودم را گول می زنم تا با خاطرات جای خالیش را پر کنم.
در اتوبوس در تاکسی حتی با شباهت اندک دیگران به او ،یادش می کنم .
من نیز می کشمش، هزار بار در روز، در ذهن یا در واقعیت اما او حتی خبر ندارد ،چه برسد به اینکه تلافی کند و ادامه کاستن و کاستن، نه از او از خود و جنون بر من مستولی شده چون تکرار یک طنین از دم و بازدم.
...........................................................
(اکنون من با همه توانی که برایم باقیست می گویم : (دوستت دارم ) تا شاید اندکی از فشار غریبی که بر روحم حس می کنم رها شوم.(مصطفی مستور))
آه که اگر بدانم که این آخرین بار است که می بینمت تنها یک کلام می گویم (دوستت دارم) بی آنکه ابلهانه بپندارم تو خود می دانی................هیچکس تو را به خاطر افکار پنهانت به یاد نمی آورد(مارکز)
..........................................................
تفاوت هاي زن و مرد ! سالگرد ازدواج 1) زن: عزیزم امید وارم همیشه عاشق بمانیم وشمع زندگیمان نورانی باشد. 2) مرد: عزیزم کی نوبت کیک می شه؟ روز زن 1)زن: عزیزم مهم نیست هیچ هدیه ای برام نخریدی یک بوس کافیه 2)مرد: خوشحالم تو رو انتخاب کردم آشپزی تو عالیه عزیزم (شام چی داریم؟) روز مرد 1) زن: وای عزیزم اصلا قابلتو نداره کاش می تونستم هدیه بهتری بگیرم. 2) مرد: حالا اشکال نداره عزیزم، سال دیگه جبران می کنی (چه بوی غذایی میاد)
ای آقایون و البته در موارد استثنا خانمهای شکمو !
تابستان گرم با میوه های رنگارنگ و اشعه های گرم خورشید از راه رسید .
می دونید مردم قدیمی ما تو این زمانها بیشتر چه غذاهایی می خوردند ؟
اتفاقاً اونها بدونه دونستن علم تغذیه یک سری از بهترین و مفید ترین ترکیبها رو انتخاب می کردند ،مثلاً بیشتر تهرانیهای قدیم این روزهای سال آب دوغ خیار درست می کردند و یا وقتی آقای خونه وارد خونه می شد قبل از ناهار آب خنک می خورد که باعث جمع شدن معده می شد و در عوض غذای کمتری هم می خورد.
یا اکثراً به خوردن غذاهای ساده مثل نان پنیر سبزی یا نان و پنیر و هندوانه یا انگور عادت داشتن و اتفاقاً چه انتخابهای جالبی بود که یه هندوانه خنک تو این گرما واقعاً مزه می داد .
یا کاهو سکنجبین وقتی توی حیاط کنار حوضی که سیب سرخ و هلوی رسیده و زرد آلوی تازه و گیلاس درخشان و انگورهای یاقوتی توش غلط می خورند .
و درخت انگور توی حیاط ،که برگهای تازش رو قبلاً دلمه برگ مو درست کردند و درخت شاه توت که توت چیدن از شاخه هاش و گاهی هم نشسته خوردنشون (که خیلی هم بهداشتی نیست و توصیه نمی کنم ) کم کم داره از خاطره ها هم می ره .
خلاصه با اومدن تابستون حواسمون به میوه های تابستانی و سبزیهای خوردن و کلاً به اندازه خوردن و سالم خوردن باشه.
................................
دیدی که رسوا شد دلم
غرق تمنا شد دلم
دیدی که من با این دل بی آرزو عاشق شدم
با آن همه آزادگی، بر زلف او عاشق شدم
ای وای اگر صیاد من
غافل شود از یاد من قدرم نداند
فریاد اگر از کوی خود
وز رشته گیسوی خود بازم رهاند
دیدی که رسوا شد دلم
غرق تمنا شد دلم
(رهی معیری)(سازنده آهنگ :علی تجویدی)
علل تغذیه ای ریزش مو :
۱. سوء تغذیه پروتئین انرژی
۲. کمبود اسیدهای چرب ضروری
۳. کمبود دریافت ویتامینهای A، B6،B2،B3، بیوتین
۴. دریافت بیش از ۵۰۰۰ واحد از ویتامین آ .
۵. کمبود منیزیم ،روی ،آهن ،گوگرد .
۶. افزایش هموگلوبین یا مسمومیت با سرب (که در تهران کم نیست .)
۷. افزایش کلسترول و چربی اطراف پیاز مو .
علل شوره سر :
۱. عدم وجود مقدا رکافی ویتامینهای A C E B6
۲. فشار روانی و اضطراب
۳. اختلال در کار هورمونها
۴. استفاده از مواد شیمیایی.
۵. سایر علل.
...................................................
ای مهربان تر از من با من ..
در دستهای تو ،
آیا کدام رمز بشارت نهفته بود ؟
کز من دریغ کردی .
تنها تویی،
مثل پرنده های بهاری در آفتاب
مثل زلال قطره باران صبحدم
مثل نسیم سرد سحر ،
مثل سحر آب
...
افسوس !
آیا چه کس ترا،
از مهربان شدن با من،
مایوس می کند؟
(حمید مصدق)
...............................
راستی عجب تب یانگوم همه وبلاگها رو گرفته نه؟

گفتی: نه
هیچ نگفتم ،آخر شکستن تنها صدای شکستن دارد و اگر در آن لحظه حواست جای دیگری باشد
اصلا صدا را نخواهی شنید.
چه کنم که این روزها کتاب انجیل می خوانم ،میدانی حس خوب بودن و تلاش برای گذشتن آنگونه که گفتی ـاین نیز هم بگذردـ چیزی به اسم سخاوت را معنی کردن و در مقابل سیلی سخت و جان فرسا ،دوباره صورت را پیش کشیدن ،جرعت که نه اما جسارت می خواهد.
کاش آنقدر اندوهناک شده باشم که باز هم لطفش شامل حالم شود..
که هر کس روزنه ایست به سوی خداوند ،اگر اندوه ناک شود اگر به شدت اندوهناک شود.